داستان مدیریتی
فروش کوکاکولا در خاورمیانه
دوستي از وي پرسيد: «چرا در كشورهاي عربي موفق نشدي؟»
وي جواب داد: «هنگامي كه من به آنجا رسيدم مطمئن بودم كه مي توانم موفق شوم و فروش خوبي داشته باشم. اما مشكلي كه داشتم اين بود كه عربي نمي دانستم. لذا تصميم گرفتم پيام خود را از طريق پوستر به آنها انتقال دهم.
بنابراين سه پوستر زير را طراحي كردم:
پوستر اول مردي را نشان مي داد كه خسته و كوفته در بيابان بيهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردي را نشان مي داد كه در حال نوشيدن كوكا كولا بود .
پوستر سوم مردي بسيار سرحال و شاداب را نشان مي داد.
پوستر ها را در همه جا چسباندم.»
دوستش از وي پرسيد: «آيا اين روش به كار آمد؟»
وي جواب داد: «متاسفانه من نمي دانستم عربها از راست به چپ مي خوانند
و لذا آنها ابتدا تصوير سوم، سپس دوم و بعد اول را ديدند.»!!
چند عکس یادگاری
لحظات خوب زندگی را می توان با دیدن یک عکس تکرار کرد.
شهرام ناظری را از بچگی می شنیدم! و صدایش را دوست دارم .
در یک روز تابستانی در توچال ، شهرام ناظری را با خاطره ای شیرین و فراموش نشدنی از یک کوه نوردی با زبان روزه و روزی کاملا طبیعی! دیدیم و عکسی یادگاری.
اما یک افطاری و دیدن دوستی قدیمی و ساعتی تکرار خاطرات.
علی به تازگی به ایران خودرو رفته و بالاخره عروسی هم کرده. برایش آرزوی پیروزی می کنم. علی سمت راست من است و حاج رضا حقی ار همکارانم نیز در سمت چپ.
در نهایت هم یک عکس یادگاری با مهندس مقیمی، اگرچه جلوی دوربین می خندیم ، اما گلایه های بسیاری در گفت و گوی افطاری امان مطرح شد.
یک پیشنهاد دوستانه
اگر ساعت ها روی هر نرم افزاری کار کردید ، همیشه مراقب باشید وقتی با “?…save changes to ” روبروشدید ، آرامش خود را حفظ کنید و در کمال آرامش تغییرات صورت داده را با یک کلیک آسان روی “yes” ، ذخیره کنید.چه عجله ای است!
وای به روزی که تردستی کنید و روی ” no” کلیک کنید. آن وقت مجبورید سرتان را بگیرید و به خواب بروید تا یک هنرنمایی خسته کننده را فراموش کنید!
زندگی کارمندی در ایران
اعتقاد کامل دارم که تولید در حوزه های مختلف از اندیشه بگیر تا بقیه جاها تعطیل است و بنگاه داری و دلالی کشور را فراگرفته است. به دور و برم که نگاه می کنم واقعا تولیدی نمی بینم. جدیدا هم که کالاهای چینی در کارخانه های ایرانی اسمبل می شوند و با برند ایرانی در بازار نمایان می گردند.
این می شود که نوشتارزیر که در وبلاگ یک دوست دیدم ، تجربه هایی می شود برای ارتقا کارمندان و موفق شدن در ادارات و سازمان های ایران امروزی !
1- سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.
2- هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض بیشتر خواهید بود.
3- اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او 34 ایراد دارد!
4- می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافی است «زبان» خود را تقویت کنید!
5- ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.
6- با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید!
7- اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.
8- با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛ بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست. مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید!
9- اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.
10- همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»
11- تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.
12- تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند «کسب روزی حلال» است.
13- آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛ مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!






